allemachen
تمام کردن (غذا/پول)، نابود کردن/کشتن (عامیانه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas allemachen)
بسیار عامیانه: چیزی را به طور کامل مصرف کردن یا به اتمام رساندن (غذا، نوشیدنی، پول، ذخیره).
- Wir haben die ganze Pizza gegessen, wir haben sie allegemacht!ما کل پیتزا را خوردیم، تمامش کردیم!
- Er hat sein ganzes Gehalt schon wieder allegemacht.او دوباره تمام حقوقش را خرج کرده است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas allemachen)
بسیار عامیانه و خشن: کسی را کشتن، نابود کردن یا شدیداً له کردن.
- Im Film macht der Held den Bösewicht am Ende alle.در فیلم، قهرمان در نهایت آدم بد را از بین میبرد.
- Wenn du mich reizt, mache ich dich alle!اگر مرا عصبانی کنی، نابودت میکنم!