einmachen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌmaxn̩/
Worttrennung: ein·ma·chen
فعل

کنسرو کردن, مربا/شور درست کردن, کثیف کردن شلوار

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einmachen)

نگهداری میوه و سبزیجات با پختن و بسته‌بندی در شیشه (کنسرو کردن، مربا یا شور درست کردن).

  • Wir haben Erdbeeren eingemacht und Aprikosen zu Marmelade verarbeitet.ما توت‌فرنگی‌ها را کنسرو کردیم و زردآلو را مربا کردیم.
  • Sie lernt, wie man Gemüse richtig einmacht.او یاد می‌گیرد که چگونه سبزیجات را به درستی کنسرو کند.
2 sich (Akkusativ) + in die Hose

خود را کثیف کردن؛ در شلوار ادرار یا مدفوع کردن (کاربرد عامیانه، با ضمیر بازتابی 'sich').

  • Das kleine Kind hat sich vor Angst in die Hose gemacht.بچه کوچک از ترس در شلوارش کثیف کرد.
  • Er hat sich vor Lachen fast eingemacht.او از شدت خنده تقریباً در شلوارش کثیف کرد.