starkmachen
حمایت کردن، تقویت کردن، آماده ساختن
Bedeutungen
1
sich für + Akkusativ starkmachen
از کسی یا ایدهای به شدت حمایت، دفاع و طرفداری کردن.
- Sie macht sich für die Rechte der Frauen stark.او به شدت از حقوق زنان حمایت میکند.
- Wir müssen uns für den Umweltschutz starkmachen.ما باید به شدت از حفاظت از محیط زیست دفاع کنیم.
2
Akkusativ (etwas starkmachen)
چیزی، اقتصادی یا موضعی را تقویت کردن و قوی ساختن.
- Die Regierung versucht, die lokale Wirtschaft starkzumachen.دولت تلاش میکند تا اقتصاد محلی را تقویت کند.
- Diese Übungen machen die Beinmuskulatur stark.این تمرینها عضلات پا را قوی میکنند.
3
sich (Akkusativ) starkmachen
خود را از نظر ذهنی یا جسمی برای مواجهه با چالش قوی و آماده ساختن.
- Er machte sich für die schwierige Prüfung stark.او خود را برای امتحان دشوار آماده و قوی ساخت.
- Sie musste sich für das lange Gespräch starkmachen.او مجبور بود خود را برای گفتگوی طولانی آماده کند.