starkmachen

Aussprache: /ˈʃtaʁkˌmaxn̩/
Worttrennung: stark·ma·chen
فعل

حمایت کردن، تقویت کردن، آماده ساختن

Bedeutungen

1 sich für + Akkusativ starkmachen

از کسی یا ایده‌ای به شدت حمایت، دفاع و طرفداری کردن.

  • Sie macht sich für die Rechte der Frauen stark.او به شدت از حقوق زنان حمایت می‌کند.
  • Wir müssen uns für den Umweltschutz starkmachen.ما باید به شدت از حفاظت از محیط زیست دفاع کنیم.
2 Akkusativ (etwas starkmachen)

چیزی، اقتصادی یا موضعی را تقویت کردن و قوی ساختن.

  • Die Regierung versucht, die lokale Wirtschaft starkzumachen.دولت تلاش می‌کند تا اقتصاد محلی را تقویت کند.
  • Diese Übungen machen die Beinmuskulatur stark.این تمرین‌ها عضلات پا را قوی می‌کنند.
3 sich (Akkusativ) starkmachen

خود را از نظر ذهنی یا جسمی برای مواجهه با چالش قوی و آماده ساختن.

  • Er machte sich für die schwierige Prüfung stark.او خود را برای امتحان دشوار آماده و قوی ساخت.
  • Sie musste sich für das lange Gespräch starkmachen.او مجبور بود خود را برای گفتگوی طولانی آماده کند.