machtlos vis-à-vis stehen
در مقابل چیزی/کسی درمانده بودن، قادر به انجام هیچ کاری نبودن
Bedeutungen
1
به معنای قرار گرفتن در موقعیتی است که فرد در برابر یک مشکل، قدرت یا وضعیت خاص، کاملاً ناتوان و درمانده است و هیچ اقدامی از دستش برنمیآید.
- Angesichts der Naturkatastrophe standen die Menschen machtlos vis-à-vis.در مواجهه با فاجعه طبیعی، مردم درمانده بودند.
- Er stand der Korruption in seiner Firma machtlos vis-à-vis.او در برابر فساد در شرکتش کاملاً ناتوان بود.
- Die Ärzte standen der Krankheit machtlos gegenüber.پزشکان در برابر این بیماری درمانده بودند.