machtpolitisch
از نظر قدرت سیاسی
Bedeutungen
1
مربوط به یا نمایانگر استراتژیها و تاکتیکهای مرتبط با کسب، حفظ یا اعمال قدرت در سیاست.
- Die Entscheidung hatte machtpolitische Konsequenzen.این تصمیم پیامدهای قدرت سیاسی داشت.
- Er analysierte die machtpolitische Lage im Land.او وضعیت قدرت سیاسی در کشور را تحلیل کرد.
- Die beiden Länder führten eine machtpolitische Rivalität.این دو کشور یک رقابت قدرت سیاسی داشتند.