mahlen
آسیاب کردن
Beispiele
- Er ''mahlte'' das Korn für ein kräftiges Brot.او غلات را برای یک نان مقوی آسیاب کرد.
- Selbst der Steinbruch in der Eifel ist bekannt, aus dem der Mühlstein stammt, mit dem Legionäre in Hedemünden ihr Getreide ''mahlten''.حتی معدن سنگی در ایفل که سنگ آسیاب از آن میآید و لژیونرها در هدموندن غلات خود را با آن آسیاب میکردند، شناخته شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(غلات، قهوه) آسیاب کردن، خرد کردن، پودر کردن
- Der Müller mahlt das Getreide zu Mehl.آسیابان غلات را به آرد تبدیل میکند.
- Ich mahle meinen Kaffee immer frisch.من همیشه قهوهام را تازه آسیاب میکنم.
2
intransitiv
(دندان) دندان قروچه رفتن، دندانها را به هم ساییدن
- Vor Wut mahlte er mit den Zähnen.از عصبانیت دندان قروچه میرفت.
- Manchmal mahlt sie im Schlaf mit den Zähnen.گاهی اوقات او در خواب دندان قروچه میرود.