mahnen
تذکر دادن، هشدار دادن، اکیداً خواستن
Beispiele
- Innenminister ''mahnt'' trotz Bedrohung zu Gelassenheit …وزیر کشور با وجود تهدیدها به آرامش «تذکر میدهد»...
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Dativ
به کسی تذکر جدی دادن یا هشدار دادن در مورد چیزی (اغلب اخلاقی یا رفتاری).
- Der Lehrer mahnte die Schüler zur Pünktlichkeit.معلم به دانشآموزان در مورد وقتشناسی تذکر داد.
- Er mahnte sie, vorsichtiger zu sein.او به آنها هشدار داد که محتاطتر باشند.
2
Akkusativ / an + Akkusativ
به کسی یادآوری کردن که باید بدهی یا قسطی را پرداخت کند.
- Die Bank mahnte ihn wegen der überfälligen Raten.بانک به دلیل اقساط معوقه به او اخطار داد.
- Wir müssen den Kunden an die offene Rechnung mahnen.ما باید به مشتری در مورد فاکتور پرداخت نشده یادآوری کنیم.