einmahnen
مطالبه کردن، خواستار شدن (حق یا تعهد)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einmahnen)
به طور رسمی یا با اصرار، پرداخت بدهی یا انجام تعهدی را مطالبه کردن.
- Der Gläubiger mahnte die Zahlung der Rechnung ein.طلبکار پرداخت صورتحساب را مطالبه کرد.
- Sie musste ihn mehrmals einmahnen, bevor er zahlte.او مجبور شد چندین بار از او بخواهد تا اینکه پرداخت کرد.