schwarzmalen
بدبینانه توصیف کردن، سیاهنمایی کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
وضعیت یا آینده را به صورت بیش از حد منفی یا بدبینانه توصیف کردن؛ سیاه نمایی کردن؛ ناامید کردن.
- Du musst nicht immer alles schwarzmalen, es gibt auch positive Seiten.تو نباید همیشه همه چیز را بدبینانه ببینی، جنبههای مثبتی هم وجود دارد.
- Er neigt dazu, die wirtschaftliche Lage schwarzzumalen.او تمایل دارد وضعیت اقتصادی را بدبینانه توصیف کند.