maledeiten
نقاشی کردند (شکل صرف شده فعل malen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
با کلمات شدید و تند، کسی یا چیزی را مورد لعن و نفرین قرار دادن؛ ابراز خشم و انزجار عمیق از طریق سخنان توهینآمیز یا نفرینآمیز.
- Der verärgerte Kunde maledeitete den Service des Unternehmens öffentlich.مشتری عصبانی، خدمات شرکت را به طور علنی مورد لعن و نفرین قرار داد.
- In seiner Verzweiflung maledeitete er das Schicksal, das ihn so hart getroffen hatte.او در ناامیدی خود، سرنوشتی را که اینگونه سخت بر او تاخته بود، نفرین کرد.