mallen
اندازهگیری کردن (با شابلون)
Beispiele
- Das Boot wurde nach alten Schablonen ''gemallt.قایق با الگوهای قدیمی اندازهگیری شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از الگو یا قالب، شکلی را ایجاد کردن یا برش دادن (این فعل بسیار نادر و اغلب تخصصی یا منطقهای است)
- Der Schreiner mallte das Holzstück nach einer Schablone.نجار قطعه چوب را طبق یک الگو قالبگیری کرد.
- Sie mallte die Stoffteile für das Kleid.او تکههای پارچه را برای لباس الگو زد.