abmalen

Aussprache: /ˈapˌmaːlən/
Wortzerlegung: ab·ma·len
فعل

کپی کردن (با نقاشی)، از روی چیزی کشیدن

Beispiele

  • Seine Gemälde sind nicht seine Schöpfung; er ''malt'' sie lediglich bei den Großen Künstlern ''ab.نقاشی‌های او آفریده خودش نیستند؛ او صرفاً آن‌ها را از روی هنرمندان بزرگ کپی می‌کند.
  • Im Kunstunterricht ''malten'' wir immer nur Bilder aus dem Lehrbuch ''ab.ما در کلاس هنر همیشه فقط تصاویری را از کتاب درسی کپی می‌کردیم.
  • Gabriele Sauler wollte berühmte Vorbilder ''abmalen,'' Klimts, Schieles, Gauguins, und sie wollte seriös dabei bleiben, jedes Bild mit ihrem Namen zeichnen.گابریل ساولر می‌خواست الگوهای معروف، کلیمت، شیله، گوگن را کپی کند و می‌خواست در این کار جدی بماند و هر تصویر را با نام خود امضا کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک نقاشی یا تصویر را دقیقاً از روی یک الگو یا مدل دیگر کپی کردن.

  • Der Künstler hat das Originalbild detailgetreu abgemalt.هنرمند تصویر اصلی را با جزئیات دقیق کپی کرد.
  • Kannst du dieses Porträt für mich abmalen?می‌توانی این پرتره را برای من کپی کنی؟
2 Akkusativ (von jemandem etwas abmalen)

(عامیانه) در امتحان یا تکلیف، از روی کار دیگری تقلب کردن.

  • Er hat die Lösungen von seinem Nachbarn abgemalt.او جواب‌ها را از همسایه‌اش تقلب کرد.
  • Es ist nicht erlaubt, in der Prüfung abzumalen.تقلب کردن در امتحان مجاز نیست.