malträtieren
آزار دادن، شکنجه کردن، بدرفتاری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas malträtieren)
بدرفتاری کردن، آزار و اذیت فیزیکی یا روانی رساندن به شخص یا حیوان.
- Der Gefangene wurde von seinen Wachen brutal malträtiert.زندانی توسط نگهبانانش به طرز وحشیانهای شکنجه شد.
- Man darf Tiere nicht so schlecht behandeln und malträtieren.نباید با حیوانات اینقدر بدرفتاری کرد و آنها را آزار داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas malträtieren)
به شدت مورد استفاده قرار دادن یا فرسوده کردن یک شیء یا وسیله، به طوری که آسیب ببیند.
- Er hat sein altes Auto bis zum Gehtnichtmehr malträtiert.او ماشین قدیمیاش را تا سر حد نابودی استفاده کرد.
- Die ständige Nutzung hat die Maschine stark malträtiert.استفاده مداوم به شدت به دستگاه آسیب رسانده است.