manövrieren
مانور دادن، هدایت کردن، جا به جا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt) یا intransitiv
یک وسیله نقلیه، کشتی، هواپیما یا ماشین را با مهارت و دقت هدایت و حرکت دادن، به ویژه در فضاهای تنگ یا موقعیتهای دشوار.
- Der erfahrene Fahrer manövrierte den LKW geschickt durch die enge Gasse.راننده باتجربه کامیون را ماهرانه در کوچه تنگ هدایت کرد.
- Das Schiff manövrierte langsam in den Hafen ein.کشتی به آرامی در بندر مانور داد و وارد شد.
2
sich + in/aus + Akkusativ/Dativ
خود را با مهارت، زحمت یا حیلهگری در یک موقعیت یا وضعیت خاص قرار دادن یا از آن خارج کردن.
- Er manövrierte sich geschickt aus der unangenehmen Diskussion.او ماهرانه خود را از بحث ناخوشایند کنار کشید.
- Sie musste sich in die enge Nische manövrieren, um Schutz zu finden.او مجبور شد خود را به سختی در طاقچه تنگ جا دهد تا پناه بگیرد.
3
intransitiv (بدون مفعول)
انجام مانورهای نظامی یا تاکتیکی.
- Die Truppen werden morgen im Grenzgebiet manövrieren.نیروها فردا در منطقه مرزی مانور خواهند داد.
- Das Flugzeug manövrierte über dem Zielgebiet.هواپیما بر فراز منطقه هدف مانور داد.