manövrieren

Aussprache: /manøˈvʁiːʁən/
Worttrennung: ma·nö·vrie·ren
فعل

مانور دادن، هدایت کردن، جا به جا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Objekt) یا intransitiv

یک وسیله نقلیه، کشتی، هواپیما یا ماشین را با مهارت و دقت هدایت و حرکت دادن، به ویژه در فضاهای تنگ یا موقعیت‌های دشوار.

  • Der erfahrene Fahrer manövrierte den LKW geschickt durch die enge Gasse.راننده باتجربه کامیون را ماهرانه در کوچه تنگ هدایت کرد.
  • Das Schiff manövrierte langsam in den Hafen ein.کشتی به آرامی در بندر مانور داد و وارد شد.
2 sich + in/aus + Akkusativ/Dativ

خود را با مهارت، زحمت یا حیله‌گری در یک موقعیت یا وضعیت خاص قرار دادن یا از آن خارج کردن.

  • Er manövrierte sich geschickt aus der unangenehmen Diskussion.او ماهرانه خود را از بحث ناخوشایند کنار کشید.
  • Sie musste sich in die enge Nische manövrieren, um Schutz zu finden.او مجبور شد خود را به سختی در طاقچه تنگ جا دهد تا پناه بگیرد.
3 intransitiv (بدون مفعول)

انجام مانورهای نظامی یا تاکتیکی.

  • Die Truppen werden morgen im Grenzgebiet manövrieren.نیروها فردا در منطقه مرزی مانور خواهند داد.
  • Das Flugzeug manövrierte über dem Zielgebiet.هواپیما بر فراز منطقه هدف مانور داد.