ausmanövrieren

Aussprache: /ˈaʊ̯smanøˈfriːrən/
Worttrennung: aus·ma·nö·vrie·ren
فعل

از دور خارج کردن، مانور دادن برای از کار انداختن کسی، پیشی گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas ausmanövrieren)

با مهارت وسیله نقلیه یا فردی را از موقعیت دشوار یا از کنار مانعی عبور دادن/خارج کردن.

  • Der erfahrene Fahrer konnte das Hindernis geschickt ausmanövrieren.راننده باتجربه توانست ماهرانه از مانع عبور کند.
  • Sie schaffte es, den langsameren Verkehrsteilnehmer elegant ausmanövrieren.او موفق شد با ظرافت از راننده کندتر سبقت بگیرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas ausmanövrieren)

کسی را با مهارت از میدان به در کردن، با حیله بر او چیره شدن، از او پیشی گرفتن (اغلب در رقابت یا سیاست).

  • Der Politiker versuchte, seine Rivalen politisch ausmanövrieren.سیاستمدار سعی کرد رقبای خود را از نظر سیاسی کنار بزند.
  • In dem Schachspiel hat er seinen Gegner geschickt ausmanövriert.او در بازی شطرنج ماهرانه حریف خود را شکست داد.