managen

Aussprache: /ˈmɛnɪdʒn̩/
Wortzerlegung: ma·na·gen
فعل

مدیریت کردن / اداره کردن

Beispiele

  • Das große Fest werden wir gemeinsam ''managen.آن جشن بزرگ را با هم مدیریت خواهیم کرد.
  • Er ist ja viel auf Reisen, deshalb ''managt'' sie den Laden in Berlin.او زیاد در سفر است، به همین دلیل او مغازه را در برلین اداره می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را مدیریت یا اداره کردن.

  • Sie managt ein großes Team.او یک تیم بزرگ را مدیریت می‌کند.
  • Er managt seine Finanzen sehr gut.او امور مالی خود را خیلی خوب اداره می‌کند.
2 Akkusativ

از عهده چیزی برآمدن، کاری را با موفقیت انجام دادن (اغلب در شرایط دشوار).

  • Wie managst du das alles allein?چطور همه اینها را به تنهایی از عهده برمی‌آیی؟
  • Wir müssen die Krise managen.ما باید بحران را مدیریت کنیم.