mannsgroß
همقد مرد
Bedeutungen
1
به اندازهای بزرگ که تقریباً همقد یک مرد بالغ باشد.
- Der Roboter war fast mannsgroß.ربات تقریباً همقد مرد بود.
- Sie stand vor einer mannsgroßen Statue.او در مقابل مجسمهای همقد مرد ایستاده بود.
- Der Mann trug eine mannsgroße Kiste.مرد جعبهای همقد مرد را حمل میکرد.