فعل
در یک توده خمیری ور رفتن/دست و پا زدن، شلپ شلوپ کردن
معانی و تعاریف manschen:
- با مایعات، گل یا مواد نرم دیگر به صورت نامرتب و بازیگوشانه ور رفتن، کثیفکاری کردن
جملات نمونه برای manschen:
Voller Wonne ''manschte'' Kevin in lehmigen Pfützen.
کوین با لذت تمام در گودالهای گلی شلپ شلوپ میکرد.
Die Kinder manschten im Matsch und hatten viel Spaß.
بچهها در گل و لای ور میرفتند و خیلی خوش میگذراندند.
Er manschte mit den Farben herum und malte ein abstraktes Bild.
او با رنگها ور رفت و یک نقاشی انتزاعی کشید.