zusammenmantschen
له کردن, خمیر کردن, مخلوط کردن (به صورت خمیر)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zusammenmantschen)
چیزی را با هم مخلوط کردن یا درهم کردن، اغلب به صورت نامرتب یا با له کردن (معمولاً با مایعات یا مواد نرم)
- Sie mantschte die Früchte mit Joghurt zusammen zu einem Smoothie.او میوهها را با ماست مخلوط کرد تا یک اسموتی درست شود.
- Der Regen hat den Staub zu einer klebrigen Masse zusammengemantscht.باران گرد و خاک را به یک توده چسبناک تبدیل کرده بود.