فعل
نقشهبرداری کردن، نگاشت کردن (در GIS/IT)
معانی و تعاریف mappen:
- چیزی را در پوشه قرار دادن یا مرتب کردن (غیررسمی)
- در زمینه فناوری اطلاعات یا شبکه، نگاشت یا اتصال دادن (مثلاً درایو شبکه)
جملات نمونه برای mappen:
Ich gab ihm den Tipp, mal nachzuschauen, ob es das Gebäude, das er ''mappt'' bereits in OSM gibt.
من به او توصیه کردم که بررسی کند آیا ساختمانی که او ''نقشهبرداری میکند'' قبلاً در OSM وجود دارد یا خیر.
Er mappte alle Dokumente nach Datum.
او تمام اسناد را بر اساس تاریخ پوشهبندی کرد.
Bitte mappen Sie die Rechnungen.
لطفاً فاکتورها را در پوشه قرار دهید.