marinieren
خواباندن در مواد (مرینیت کردن)
Beispiele
- Ein Rinderbraten wird häufig ein bis zwei Tage in Rotwein ''mariniert.گوشت گوساله اغلب یک تا دو روز در شراب قرمز «مرینیت میشود».
- Kurz überkocht, dazu etwas Speck und mit Kürbiskernöl ''mariniert,'' passen Linsensprossen herrlich zu Wildgeflügel wie einer gebratenen Fasanenbrust“, sagt der Vorarlberger.آشپز میگوید: «کمی جوشانده، به همراه مقداری بیکن و «مرینیت شده» با روغن هسته کدو، جوانههای عدس به خوبی با گوشت شکار مانند سینه قرقاول سرخشده هماهنگ میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مرینیت کردن، خواباندن در چاشنی (غذا را در مایعی طعمدار خواباندن)
- Man sollte das Fleisch vor dem Grillen marinieren.باید گوشت را قبل از کباب کردن مرینیت کرد.
- Ich habe den Fisch in Zitronensaft und Kräutern mariniert.من ماهی را در آبلیمو و سبزیجات معطر خواباندم.