markerschütternd
گوشخراش، کرکننده، بسیار بلند
Bedeutungen
1
صدایی که بسیار بلند و آزاردهنده است و گویی پرده گوش را میلرزاند.
- Der markerschütternde Schrei des Babys weckte die ganze Familie.جیغ گوشخراش نوزاد تمام خانواده را بیدار کرد.
- Ein markerschütternder Knall ertönte in der Ferne.صدای کرکننده بلندی در دوردست شنیده شد.
- Die Sirene heulte mit einem markerschütternden Geräusch.آژیر با صدایی گوشخراش زوزه میکشید.