فعل
رژه رفتن، پیادهروی منظم و گروهی داشتن، حرکت کردن
معانی و تعاریف marschieren:
- رژه رفتن، راهپیمایی کردن (به صورت منظم، نظامی یا گروهی)
- قدم زدن، با گامهای محکم حرکت کردن (به سمت جایی)
جملات نمونه برای marschieren:
Die Soldaten ''marschierten'' an die Front.
سربازان به سمت جبهه رژه رفتند.
Gestern ''marschierten'' wir quer durch den Wald.
دیروز ما سراسر جنگل را پیادهروی کردیم.
Die Soldaten marschierten im Gleichschritt.
سربازان با گامهای منظم رژه رفتند.