aufmarschieren
رژه رفتن، ظاهر شدن، نمایش قدرت دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت منظم و در صفوف حرکت کردن، معمولاً در زمینه نظامی، تظاهرات یا نمایش قدرت.
- Die Armee marschierte zu Ehren des Präsidenten auf.ارتش به افتخار رئیس جمهور رژه رفت.
- Die Gewerkschaften werden am Samstag aufmarschieren.اتحادیههای کارگری روز شنبه رژه خواهند رفت.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(به صورت مجازی) نمایش قدرت دادن یا خود را به رخ کشیدن.
- Die Firma marschierte mit ihren neuen Produkten auf.شرکت با محصولات جدید خود قدرتنمایی کرد.
- Er marschierte mit seinem Wissen auf.او با دانش خود خودنمایی کرد.