maskieren
نقاب زدن، پوشاندن، استتار کردن
Beispiele
- Wenn alle ''maskiert'' sind, geht es wilder zu.وقتی همه "نقاب زده" باشند، اوضاع وحشیتر میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ (sich maskieren)
چهره یا هویت خود را با نقاب یا پوشش پنهان کردن.
- Die Kinder maskierten sich für Halloween als Geister.بچهها برای هالووین خود را به شکل ارواح درآوردند (نقاب زدند).
- Er maskierte sein Gesicht, um unerkannt zu bleiben.او صورتش را پوشاند تا ناشناس بماند.
2
Akkusativ
چیزی را پنهان کردن یا پوشاندن تا قابل تشخیص نباشد یا تأثیر آن کاهش یابد.
- Der Lärm der Baustelle wurde durch eine hohe Mauer maskiert.صدای کارگاه ساختمانی با یک دیوار بلند پوشانده شد.
- Sie versuchte, ihre wahren Gefühle zu maskieren.او سعی کرد احساسات واقعی خود را پنهان کند.