maskieren

Aussprache: /masˈkiːʁən/
Wortzerlegung: mas·kie·ren
فعل

نقاب زدن، پوشاندن، استتار کردن

Beispiele

  • Wenn alle ''maskiert'' sind, geht es wilder zu.وقتی همه "نقاب زده" باشند، اوضاع وحشی‌تر می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (sich maskieren)

چهره یا هویت خود را با نقاب یا پوشش پنهان کردن.

  • Die Kinder maskierten sich für Halloween als Geister.بچه‌ها برای هالووین خود را به شکل ارواح درآوردند (نقاب زدند).
  • Er maskierte sein Gesicht, um unerkannt zu bleiben.او صورتش را پوشاند تا ناشناس بماند.
2 Akkusativ

چیزی را پنهان کردن یا پوشاندن تا قابل تشخیص نباشد یا تأثیر آن کاهش یابد.

  • Der Lärm der Baustelle wurde durch eine hohe Mauer maskiert.صدای کارگاه ساختمانی با یک دیوار بلند پوشانده شد.
  • Sie versuchte, ihre wahren Gefühle zu maskieren.او سعی کرد احساسات واقعی خود را پنهان کند.