massolieren
با گرز کشتن، با چماق به قتل رساندن
Beispiele
- Früher wurden Verurteilte in Italien bei der Vollziehung der Todesstrafe ''massoliert.در گذشته، محکومان در ایتالیا هنگام اجرای حکم اعدام با گرز کشته میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دستها یا ابزار خاصی بدن را مالش دادن و فشار دادن برای تسکین درد یا آرامش. (احتمالاً اشتباه املایی برای 'massieren')
- Der Physiotherapeut massiert ihren Rücken.فیزیوتراپیست پشت او را ماساژ میدهد.
- Sie lässt sich regelmäßig massieren.او به طور منظم ماساژ میگیرد.