massregelnden
تنبیه کننده، انضباط دهنده
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی و قاطع فردی را به دلیل تخلف یا رفتار نامناسب مورد انتقاد شدید قرار دادن، تنبیه کردن یا توبیخ کردن، اغلب در چارچوب قوانین یا مقررات.
- Der Richter musste den Angeklagten wegen seiner wiederholten Beleidigungen maßregeln.قاضی مجبور بود متهم را به دلیل توهینهای مکررش توبیخ کند.
- Die Schulbehörde erwägt, die Eltern des Schülers wegen Vernachlässigung ihrer Aufsichtspflichten zu maßregeln.اداره آموزش و پرورش در نظر دارد والدین دانشآموز را به دلیل قصور در انجام وظایف نظارتیشان تنبیه کند.