masten
دکل زدن، مجهز کردن به دکل
Beispiele
- Die Schiffe waren hoch ''gemastet'' und mit allerlei Kriegsgerät beladen.کشتیها با دکلهای بلند مجهز شده بودند و با انواع تجهیزات جنگی بارگیری شده بودند.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
حیوانات را برای کشتار چاق و پروار کردن
- Die Bauern masten ihre Schweine für den Verkauf.کشاورزان خوکهای خود را برای فروش پروار میکنند.
- Es dauert einige Monate, bis die Gänse gemastet sind.چند ماه طول میکشد تا غازها پروار شوند.