فعل
مطابقت داشتن، جور بودن، همخوانی داشتن
معانی و تعاریف matchen:
- با چیزی مطابقت داشتن یا همخوانی داشتن؛ یا در رقابت با کسی/چیزی بودن.
جملات نمونه برای matchen:
„Nur wenn alle xsd:pattern das Eingabewort ''matchen'' ist die Eingabe zulässig.“
"فقط زمانی که تمام الگوهای xsd با کلمه ورودی مطابقت داشته باشند، ورودی مجاز است."
Die Farben der Vorhänge matchen nicht mit dem Sofa.
رنگ پردهها با مبل همخوانی ندارد.
Dieses Angebot kann kein anderes Unternehmen matchen.
هیچ شرکت دیگری نمیتواند با این پیشنهاد رقابت کند.