materialisieren
مادی شدن، تحقق یافتن، عینیت یافتن
Beispiele
- Die Erfahrung lehrt jedoch, dass sich Risiken ''materialisieren'' oder in Krisen verwandeln können. Somit braucht ein Risikomanagement zwangsläufig ein geeignetes Krisenmanagement.تجربه نشان میدهد که ریسکها میتوانند مادی شوند یا به بحران تبدیل گردند. بنابراین، مدیریت ریسک ناگزیر به یک مدیریت بحران مناسب نیاز دارد.
Bedeutungen
1
ohne Objekt (mit sein)
به صورت مادی یا قابل مشاهده ظاهر شدن؛ تحقق یافتن (معمولاً با sein).
- Seine Ängste materialisierten sich in einem Albtraum.ترسهای او در یک کابوس مادی شدند.
- Der Geist materialisierte sich vor ihren Augen.روح در برابر چشمان آنها ظاهر شد.
2
Akkusativ (mit haben)
چیزی را به صورت مادی درآوردن یا تحقق بخشیدن (معمولاً با haben).
- Er versuchte, seine Gedanken zu materialisieren.او سعی کرد افکارش را مادی کند.
- Die Künstler materialisierten ihre Visionen in Skulpturen.هنرمندان دیدگاههای خود را در قالب مجسمه مادی کردند.