matern

Aussprache: /ˈmatɐn/
Wortzerlegung: ma·tern
فعل

ماتریس‌سازی کردن، کلیشه کردن (در چاپ)

Beispiele

  • Der junge Grundeis hätte schon um fünf Uhr nach Haus gehen können, sein Artikel war längst abgesetzt und ''gematert''.گروندایس جوان می‌توانست ساعت پنج به خانه برود، مقاله‌اش مدت‌ها پیش تنظیم و کلیشه شده بود.

Bedeutungen

1 hat + Akkusativ (فرزند)

به طور رسمی یا در متون علمی، عمل زایمان کردن یا به دنیا آوردن فرزند توسط یک حیوان ماده.

  • Die Löwin hat gestern drei Junge gemuttert.شیر ماده دیروز سه توله به دنیا آورد.
  • Man hofft, dass das seltene Tier bald Nachwuchs muttert.امیدوارند که این حیوان نادر به زودی تولید مثل کند.