matschen

Aussprache: /ˈmatʃən/
Wortzerlegung: mat·schen
فعل

در یک توده خمیری/گلی ور رفتن/بازی کردن، چیزی را به توده خمیری له کردن

Bedeutungen

1 matschen (mit + Dativ)

با گل، لجن یا مواد نرم دیگر ور رفتن، یا چیزی را له کردن و نرم کردن

  • Die Kinder matschten im Regen mit den Pfützen.بچه‌ها در باران با گودال‌ها ور می‌رفتند.
  • Er matschte die Banane für das Baby.او موز را برای بچه له کرد.