maulen
غرغر کردن، نق زدن، شکایت کردن
Beispiele
- Die Kinder ''maulen'' über das Essenبچهها از غذا غرغر میکنند.
- Trotz des Erfolges wird nur ''gemault.با وجود موفقیت، فقط غرغر میشود.
Bedeutungen
1
intransitiv
به طور مداوم و با نارضایتی غرغر کردن یا شکایت کردن (عامیانه).
- Er maulte den ganzen Tag über das schlechte Wetter.او تمام روز از آب و هوای بد غرغر میکرد.
- Hör auf zu maulen und hilf lieber mit!دست از غرغر کردن بردار و بهتر است کمک کنی!