maunzen
میو میو کردن (گربه)
Beispiele
- Die junge Katze ''maunzte'' jämmerlich.گربه جوان به طرز تأسفباری میو میو میکرد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
میو میو کردن (صدای گربه)
- Die Katze maunzt vor der Tür.گربه جلوی در میو میو میکند.
- Hörst du, wie das Kätzchen maunzt?میشنوی بچه گربه چطور میو میو میکند؟
2
(intransitiv)
غرغر کردن، ناله کردن (به صورت مجازی و عامیانه، شکایت کردن)
- Hör auf zu maunzen und mach deine Arbeit!غرغر نکن و کارت را انجام بده!
- Er maunzt immer über das Wetter.او همیشه درباره آب و هوا غرغر میکند.