فعل
زد و بند کردن، پارتیبازی کردن، تقلب کردن (در بازی)
معانی و تعاریف mauscheln:
- آهسته و نامفهوم صحبت کردن، پچپچ کردن (اغلب برای پنهانکاری)
- به صورت پنهانی و غیرقانونی یا غیراخلاقی معامله کردن، زد و بند کردن (غیررسمی، با بار منفی)
جملات نمونه برای mauscheln:
In der Politik wurde schon immer ''gemauschelt.''
در سیاست همیشه زد و بند وجود داشته است.
„Bis zum 25. September wird in und zwischen den Parteien noch heftigst ''gemauschelt.''“
«تا ۲۵ سپتامبر، در داخل و بین احزاب همچنان به شدت زد و بند میشود.»
Die beiden Kollegen mauschelten in der Ecke des Büros.
دو همکار در گوشه اداره پچپچ میکردند.