mechanistisch
مکانیکی، مکانیکیگرا
Bedeutungen
1
مربوط به مکانیک یا اصول مکانیکی؛ شبیه به ماشین.
- Die mechanistische Sichtweise der Welt ignoriert oft menschliche Gefühle.دیدگاه مکانیکی جهان اغلب احساسات انسانی را نادیده میگیرد.
- Er hat eine sehr mechanistische Herangehensweise an das Problem.او رویکردی بسیار مکانیکی به مسئله دارد.
- Die Uhrwerke sind mechanistisch aufgebaut.مکانیزمهای ساعت به صورت مکانیکی ساخته شدهاند.
2
در فلسفه و علوم: تبیین پدیدهها صرفاً بر اساس قوانین فیزیکی و علیت مادی، بدون در نظر گرفتن عوامل روحی یا غایی.
- Ein mechanistisches Weltbild erklärt alles durch Ursache und Wirkung.جهانبینی مکانیکی همه چیز را از طریق علت و معلول توضیح میدهد.
- Die Debatte drehte sich um die mechanistische Erklärung des Bewusstseins.بحث حول محور تبیین مکانیکی آگاهی بود.
- Diese Theorie hat eine stark mechanistische Grundlage.این نظریه پایهای کاملاً مکانیکی دارد.