meckern

Aussprache: /ˈmɛkɐn/
Wortzerlegung: me·ckern
فعل

ایراد گرفتن، نق زدن، غر زدن (همچنین صدای بز)

Beispiele

  • Die Kinder ''meckern'' mal wieder über das Essen.بچه‌ها باز هم دارند از غذا ایراد می‌گیرند.
  • Hunde bellen, Katzen miauen, Schafe blöken und Ziegen ''meckern.سگ‌ها پارس می‌کنند، گربه‌ها میو میو می‌کنند، گوسفندان بع‌بع می‌کنند و بزها «مک» می‌کنند (عرعر می‌کنند/مکر می‌کنند).

Bedeutungen

1 über + Akkusativ (oder intransitiv)

به طور مداوم و با نارضایتی از چیزی شکایت کردن یا غرغر کردن.

  • Er meckert immer über das Essen.او همیشه از غذا غرغر می‌کند.
  • Hör auf zu meckern und hilf lieber mit!دست از غرغر کردن بردار و بهتر است کمک کنی!
2 intransitiv

صدای مخصوص بز را درآوردن.

  • Die Ziege meckerte laut auf der Weide.بز با صدای بلند در چراگاه بع بع می‌کرد.
  • Man konnte das Meckern der Ziegen schon von Weitem hören.صدای بع بع بزها را از دور می‌شد شنید.