herummeckern
غر زدن، ایراد گرفتن مداوم
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / intransitiv
به طور مداوم و آزاردهنده درباره چیزهای کوچک یا همه چیز غرغر کردن، نق زدن یا ایراد گرفتن.
- Er meckert den ganzen Tag über alles Mögliche herum.او تمام روز درباره هر چیز ممکنی غرغر میکند.
- Hör auf, ständig herumzumeckern, das hilft niemandem.دست از غرغر کردن مداوم بردار، این به هیچ کس کمکی نمیکند.