medikamentensüchtig
وابسته به دارو
Bedeutungen
1
کسی که به مصرف داروها، به ویژه داروهای تجویزی یا مسکنها، اعتیاد پیدا کرده است و نمیتواند بدون آنها زندگی کند.
- Er wurde nach einem Unfall medikamentensüchtig.او پس از یک حادثه به دارو وابسته شد.
- Die Gefahr, medikamentensüchtig zu werden, ist bei Schmerzmitteln groß.خطر وابسته شدن به دارو در مورد مسکنها زیاد است.
- Die Patientin kämpft gegen ihre medikamentensüchtige Veranlagung.بیمار با تمایل خود به وابستگی به دارو مبارزه میکند.