meerwassergetränkt
آغشته به آب دریا
Bedeutungen
1
چیزی که کاملاً با آب دریا خیس شده یا آغشته به آن است.
- Nach dem Sturm waren die Kleider des Fischers meerwassergetränkt.پس از طوفان، لباسهای ماهیگیر آغشته به آب دریا بود.
- Der Geruch von meerwassergetränkten Holzstämmen lag in der Luft.بوی تنههای چوبی آغشته به آب دریا در هوا موج میزد.
- Die alten Schuhe waren vom vielen Gehen am Strand meerwassergetränkt.کفشهای قدیمی از پیادهروی زیاد در ساحل، آغشته به آب دریا شده بودند.