meerwassergetränkt

Aussprache: /ˈmeːɐ̯vasɐɡəˌtʁɛŋkt/
Worttrennung: meer·was·ser·ge·tränkt
صفت

آغشته به آب دریا

Bedeutungen

1

چیزی که کاملاً با آب دریا خیس شده یا آغشته به آن است.

  • Nach dem Sturm waren die Kleider des Fischers meerwassergetränkt.پس از طوفان، لباس‌های ماهیگیر آغشته به آب دریا بود.
  • Der Geruch von meerwassergetränkten Holzstämmen lag in der Luft.بوی تنه‌های چوبی آغشته به آب دریا در هوا موج می‌زد.
  • Die alten Schuhe waren vom vielen Gehen am Strand meerwassergetränkt.کفش‌های قدیمی از پیاده‌روی زیاد در ساحل، آغشته به آب دریا شده بودند.