mehr schlecht als recht
به سختی، به زحمت، به طور نامطلوب
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری به شکلی که رضایتبخش نیست یا کیفیت پایینی دارد؛ به طور ناکافی یا نامطلوب.
- Ich habe den Bericht mehr schlecht als recht fertiggestellt.من گزارش را به سختی و نه به شکل مطلوب به پایان رساندم.
- Er konnte sich nur mehr schlecht als recht über Wasser halten.او فقط به زحمت میتوانست از پس مخارجش برآید.
- Die Reparatur wurde mehr schlecht als recht ausgeführt.تعمیر به شکلی نامطلوب انجام شد.