mehrgleisig

Aussprache: /ˈmeːɐ̯ˌɡlaɪ̯zɪç/
Worttrennung: mehr·glei·sig
صفت

چند خطه (راه‌آهن)، چند گزینه‌ای، چند جانبه (مجازی)

Bedeutungen

1

مربوط به راه‌آهن: دارای چندین خط یا مسیر ریلی.

  • Der Bahnhof verfügt über mehrere mehrgleisige Bahnsteige.ایستگاه قطار دارای چندین سکوی چند خطه است.
  • Die mehrgleisige Strecke ermöglicht einen dichten Zugverkehr.مسیر چند خطه امکان تردد متراکم قطار را فراهم می‌کند.
  • Der Bau einer mehrgleisigen Eisenbahnlinie war ein großes Projekt.ساخت یک خط راه‌آهن چند خطه یک پروژه بزرگ بود.
2

در معنای مجازی: داشتن چندین جنبه، گزینه یا رویکرد؛ چندوجهی.

  • Die Regierung verfolgt eine mehrgleisige Strategie zur Bekämpfung der Inflation.دولت یک استراتژی چند جانبه برای مبارزه با تورم را دنبال می‌کند.
  • Das Unternehmen hat einen mehrgleisigen Ansatz für die Produktentwicklung gewählt.این شرکت رویکردی چند گزینه‌ای برای توسعه محصول انتخاب کرده است.
  • Seine Ausbildung war sehr mehrgleisig und umfasste verschiedene Fachbereiche.تحصیلات او بسیار چندوجهی بود و حوزه‌های تخصصی مختلفی را در بر می‌گرفت.