mehrmals
چندین بار، چنددفعه
Beispiele
- José Saramago war gesundheitlich angeschlagen und musste in den vergangenen Jahren ''mehrmals'' länger ins Krankenhaus.خوزه ساراماگو از نظر سلامتی وضعیت مناسبی نداشت و در سالهای گذشته مجبور شد چندین بار برای مدت طولانی در بیمارستان بستری شود.