mehrtägig

Aussprache: /ˈmeːɐ̯ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: mehr·tä·gig
صفت

چندروزه، به مدت چند روز

Bedeutungen

1

چیزی که بیش از یک روز طول می‌کشد یا چندین روز ادامه دارد.

  • Wir planen eine mehrtägige Reise durch die Alpen.ما یک سفر چند روزه در آلپ را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die mehrtägige Konferenz fand in Berlin statt.کنفرانس چند روزه در برلین برگزار شد.
  • Er hat eine mehrtägige Geschäftsreise gebucht.او یک سفر کاری چند روزه رزرو کرده است.