mehrtägig
چندروزه، به مدت چند روز
Bedeutungen
1
چیزی که بیش از یک روز طول میکشد یا چندین روز ادامه دارد.
- Wir planen eine mehrtägige Reise durch die Alpen.ما یک سفر چند روزه در آلپ را برنامهریزی میکنیم.
- Die mehrtägige Konferenz fand in Berlin statt.کنفرانس چند روزه در برلین برگزار شد.
- Er hat eine mehrtägige Geschäftsreise gebucht.او یک سفر کاری چند روزه رزرو کرده است.