mehrwöchig
چند هفتهای، چند هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
به مدت چند هفته طول کشیده یا ادامه داشته است.
- Wir hatten eine mehrwöchige Reise geplant.ما یک سفر چند هفتهای برنامهریزی کرده بودیم.
- Die mehrwöchige Sperrung der Straße verursachte Probleme.بسته شدن چند هفتهای جاده مشکلاتی ایجاد کرد.
- Er erholt sich von einer mehrwöchigen Krankheit.او در حال بهبودی از یک بیماری چند هفتهای است.