meiden
دوری کردن از، پرهیز کردن از
Beispiele
- Man sollte unnötiges Risiko ''meiden.باید از خطر غیرضروری پرهیز کرد.
- Bei zu wenig Erfahrung sind die steileren Wege zu ''meiden''.اگر تجربه کم است، باید از مسیرهای شیبدارتر دوری کرد.
- Ich ''meide'' lieber den Kontakt zu ihm.من ترجیح میدهم از ارتباط با او دوری کنم.
- Ida ''mied'' seinen Blick.آیدا از نگاه کردن به او پرهیز کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از کسی یا چیزی دوری کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن.
- Er meidet Menschenmassen.او از جمعیت دوری میکند.
- Sie versucht, Streit zu meiden.او سعی میکند از دعوا پرهیز کند.