meiden

Aussprache: /ˈmaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: mei·den
فعل

دوری کردن از، پرهیز کردن از

Beispiele

  • Man sollte unnötiges Risiko ''meiden.باید از خطر غیرضروری پرهیز کرد.
  • Bei zu wenig Erfahrung sind die steileren Wege zu ''meiden''.اگر تجربه کم است، باید از مسیرهای شیب‌دارتر دوری کرد.
  • Ich ''meide'' lieber den Kontakt zu ihm.من ترجیح می‌دهم از ارتباط با او دوری کنم.
  • Ida ''mied'' seinen Blick.آیدا از نگاه کردن به او پرهیز کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از کسی یا چیزی دوری کردن، اجتناب کردن، پرهیز کردن.

  • Er meidet Menschenmassen.او از جمعیت دوری می‌کند.
  • Sie versucht, Streit zu meiden.او سعی می‌کند از دعوا پرهیز کند.