meisselten
اسکنه زدند، قلم زدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکل دادن به مواد سخت مانند سنگ، چوب یا فلز با استفاده از ابزار تراش (مانند اسکنه) برای ایجاد طرحها، مجسمهها یا تزئینات پیچیده و دقیق.
- Der Bildhauer meißelte die feinen Details der menschlichen Anatomie in den Marmorblock.مجسمهساز جزئیات ظریف آناتومی انسان را در بلوک مرمر تراشید.
- Die alten Handwerker meißelten kunstvolle Ornamente in die Holzbalken des Hauses.صنعتگران باستانی نقوش پرکار را در تیرهای چوبی خانه کندهکاری میکردند.
2
Akkusativ
به تصویر کشیدن یا توصیف کردن چیزی با دقت و جزئیات فراوان، به ویژه در ادبیات یا هنر، به گونهای که گویی با ابزار تراش ساخته شده است.
- Der Autor meißelte die psychologische Komplexität seiner Charaktere mit bemerkenswerter Präzision in seine Prosa.نویسنده پیچیدگی روانی شخصیتهایش را با دقتی قابل توجه در نثر خود تراشید.
- Das Gemälde meißelt die düstere Atmosphäre der Nachkriegszeit mit starken Kontrasten und scharfen Linien heraus.این نقاشی با کنتراستهای قوی و خطوط تیز، فضای تاریک دوران پس از جنگ را حکاکی کرده است.