meisselten

Aussprache: /ˈmaɪ̯sl̩tn̩/
Wortzerlegung: meis·sel·ten
Wort

اسکنه زدند، قلم زدند

Bedeutungen

1 Akkusativ

شکل دادن به مواد سخت مانند سنگ، چوب یا فلز با استفاده از ابزار تراش (مانند اسکنه) برای ایجاد طرح‌ها، مجسمه‌ها یا تزئینات پیچیده و دقیق.

  • Der Bildhauer meißelte die feinen Details der menschlichen Anatomie in den Marmorblock.مجسمه‌ساز جزئیات ظریف آناتومی انسان را در بلوک مرمر تراشید.
  • Die alten Handwerker meißelten kunstvolle Ornamente in die Holzbalken des Hauses.صنعتگران باستانی نقوش پرکار را در تیرهای چوبی خانه کنده‌کاری می‌کردند.
2 Akkusativ

به تصویر کشیدن یا توصیف کردن چیزی با دقت و جزئیات فراوان، به ویژه در ادبیات یا هنر، به گونه‌ای که گویی با ابزار تراش ساخته شده است.

  • Der Autor meißelte die psychologische Komplexität seiner Charaktere mit bemerkenswerter Präzision in seine Prosa.نویسنده پیچیدگی روانی شخصیت‌هایش را با دقتی قابل توجه در نثر خود تراشید.
  • Das Gemälde meißelt die düstere Atmosphäre der Nachkriegszeit mit starken Kontrasten und scharfen Linien heraus.این نقاشی با کنتراست‌های قوی و خطوط تیز، فضای تاریک دوران پس از جنگ را حکاکی کرده است.