meisterhaft

Aussprache: /ˈmaɪ̯stɐhaft/
Worttrennung: meis·ter·haft
صفت

استادانه، ماهرانه، عالی

Bedeutungen

1

با مهارت یا استادی فوق‌العاده انجام شده؛ عالی و بی‌نقص.

  • Der Künstler präsentierte ein meisterhaftes Gemälde.هنرمند یک نقاشی استادانه ارائه کرد.
  • Sie spielte das Stück meisterhaft.او قطعه را به طرز ماهرانه‌ای نواخت.
  • Seine Rede war meisterhaft aufgebaut.سخنرانی او به طرز استادانه‌ای سازماندهی شده بود.